پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۲
اگر روحانیت نباشد، اثری از اسلام نخواهد بود  ///  در انتقاد از دولت نباید پرخاشگر باشیم

نمی‌توان نامی از شیراز برد ولی به خاندان دستغیب که از سادات جلیل القدر این شهر تاریخی به شمار می‌روند اشاره نکرد. در حال حاضر، چند تن از فضلا و علمای این خاندان منشا خیر و برکت برای حوزه‌های علمیه بوده و اداره چند مدرسه علمیه، تولیت اماکن زیارتی و معنوی، اشتغال به تدریس خارج فقه و عضویت برخی از آنها در مجلس خبرگان رهبری از جمله این فعالیت‌ها به شمار می رود.

  آ‌یت‌الله سید علی محمد دستغیب از جمله این افراد است که سال ها به تدریس و تدرس در حوزه ها اشتغال داشته است. گفتگو با خواهر زاده مرحوم شهید آ‌یت‌الله دستغیب با شنیدن خاطرات، نکات و توصیه های این روحانی آرام، متخلق و شوخ طبع همراه بود که توجه شما خوانندگان گرامی را به مطالعه آن جلب می نماییم

(س)- حاج آقا بفرمایید متولد چه سالی هستید؟

-    در سال 1313 در شیراز در خانواده‌ای مذهبی متولد شدم .

(س)- با توجه به اینکه حضرت عالی خواهر زاده شهید دستغیب هستید، رابطه علمی و اخلاقی شما با ایشان چگونه بود؟

-بنده از همان ابتدا حین تحصیل دروس ابتدایی در مسجد جمعه خدمت آ‌یت‌الله شهید دستغیب بودم.

(س)- تفاوت سنی‌تان با ایشان چقدر بود؟

- 23 سال

(س)- مدرسه ابتدایی‌تان کجا بود؟

- در همین شیراز اسمش مدرسه پهلوی بود .

(س)- دروس کلاسیک را چقدر ادامه دادید؟

- دیپلم را گرفتم و بعد هم زمانی که در قم، کفایه می‌خواندم وارد دانشگاه تهران شده و در رشته ادبیات عرب مشغول به تحصیل شدم ولی رها کردم.

(س)- چرا رها کردید؟

- از وضع فرهنگی دانشگاه خیلی ناراحت شدم و نتوانستم ادامه بدهم .

(س)- خب به دروس حوزوی‌تان برگردیم از کدام حوزه شروع کردید و چگونه ادامه دادید؟

-ضمن دبیرستان، در مدرسه قوام درس‌ها را شروع‌ کردم که استاد آن مدرسه، آقای نجابت بود. یکی دیگر از دوستان شهید دستغیب هم در آن مدرسه تدریس می کرد. معالم و لمعه را در آن مدرسه خواندم. مقداری از رسائل و مکاسب را هم نزد آقای ارسنجانی در مدرسه هاشمیه خواندم. برای کفایه به قم رفتم و در آنجا در درس آقای سلطانی و امام خمینی(ره) شرکت کردم و در آن موقع آقای خامنه ای و آقای رفسنجانی هم در درس امام شرکت می کردند.

(س)- درس امام(ره)، کجا برگزار می شد؟

- مسجد سلماسی

(س)- از چه اساتید دیگری در قم بهره مند شدید؟

- بعد از آ‌یت‌الله بروجردی، درس آ‌یت‌الله گلپایگانی شروع شد و در درس ایشان هم شرکت کردم. من درس‌ها را می نوشتم.

(س)- کجا حجره داشتید؟

- مدرسه حجتیه

(س)- آیا تمام تحصیلات حوزوی خود را در قم ادامه دادید؟

- خیر، بعد از حدود 5 سال حضور در قم، به پیشنهاد آ‌یت‌الله نجابت به نجف رفتم، کما اینکه حضورم در قم و شرکت در درس مرحوم امام و آقای گلپایگانی هم به پیشنهاد ایشان انجام شد.

(س)- وضعیت اقتصادی شما در آن شرایط چگونه بود؟

- شرایط خیلی خوبی نبود و سفرم به نجف با سختی خاصی همراه شد، تنها بودم و پول کمی که در اختیار داشتم، هزینه سفر شد و در نجف، پول نداشتم.

(س)- آن موقع ازدواج کرده بودید؟

- بله، یک سال از ازدواجم می گذشت ولی تنها به نجف رفتم.

(س)- در نجف از محضر چه اساتیدی استفاده کردید؟

- در درس آ‌یت‌الله خویی شرکت کردم، و بعدا خدمت آقای شیخ محمد باقر زنجانی هم رسیدم.

(س)- چند سال در نجف تشریف داشتید؟

- حدود 2 سال

(س)- زمان حضور شما در نجف با آغاز نهضت امام خمینی در قم همراه بوده است، بازتاب این نهضت در نجف چگونه بود؟

- خیلی بازتاب خوبی داشت، می گفتند که آ‌یت‌الله حکیم، اعلامیه دادند و حمایت کردند. البته طلاب، توقع حرکت بیشتری از ایشان داشتند، اما آ‌یت‌الله حکیم هم فرد محترمی بود و به صورت پنهانی فعالیت‌هایی داشت، حتی شنیده شد که آ‌یت‌الله خویی می خواهد با گروهی از طلاب به حمایت از امام خمینی به سمت ایران حرکت کند.

(س)- واقعاً همینطور بود؟

- بالاخره صحبتش می شد.

(س)- وضعیت معیشت شما در نجف چگونه بود؟

- من خصوصیتم این بود که به کسی رو نمی‌انداختم لذا وضعم، خوب نبود و زندگی طلبگی مختصری داشتم.

(س)- بعد از نجف کجا رفتید؟

- برگشتم شیراز و درس و بحث ها را ادامه دادم و در مدرسه آقا باباخان تدریس کردم.

(س)- در مبارزات سیاسی هم شرکت داشتید؟

- پیش از انقلاب، مدتی زندان رفتم و 9 ماه هم تبعید بودم.

(س)- علت دستگیری و تبعید شما چه بود؟

- سخنرانی‌هایم در مسجد آتشی ها به ویژه سخنرانی‌ام در اعلام مرجعیت امام خمینی موجب این مسایل شد.

(س)- کجا زندان رفتید؟

- زندان عادل آباد شیراز

(س)- اولین کسی که مرجعیت امام خمینی را در شیراز اعلام کرد چه کسی بود؟

- بنده بودم، مراسم چهلم آ‌یت‌الله حکیم بود و همه علما و مردم آمده بودند و تمام مسجد شهدا که هم اکنون نماز جمعه شیراز در آنجا برگزار می شود پر شده بود. من هم بعد از سخنرانی آقای پیشوا با همفکری چند تن از علما بویژه شهید دستغیب رفتم بلندگو را گرفتم و سه مرتبه گفتم: توجه! توجه! توجه! همه ساکت شدند و اعلام کردم که امروز نظر علمای شیراز این است که مرجع شیعیان بعد از آ‌یت‌الله حکیم، آ‌یت‌الله خمینی است. با اعلام این مطلب صلوات های بلند فرستاده شد.

(س)- واکنش ها چه بود؟

- مردم از خوشحالی نمی دانستند چه کنند و صلوات های بسیار بلند می فرستادند، همان موقع آقای حاج شیخ صدرالدین  حائری، دست مرا گرفت و از مسجد فراری داد و با طی چند کوچه پس کوچه  مرا به منزل آورد.

(س)- برای تبعید شما را کجا فرستادند؟

- به سقز منتقل کردند.

(س)- در سقز، سخنرانی‌هایتان را متوقف کردید؟

- خیر آنجا در باغ‌ها برای جوان‌ها سخنرانی می کردم. در آن زمان آقای طاهری خرم‌آبادی که فوت شدند و آ‌یت‌الله نوری‌همدانی هم به سقز تبعید شده بودند.

(س)- بعد از پیروزی انقلاب هم در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی حضور داشتید؟

- بله بعد انقلاب از طرف شهید آ‌یت‌الله دستغیب، رییس دادگاه انقلاب و حاکم شرع شیراز شدم.

(س)- حاج آقا بفرمائید که به نظر شما لوازم و بایسته های روحانی در شرایط کنونی چیست؟

- به نظر بنده 2چیز برای روحانیت مهم است: یکی اهمیت دادن به درس است، حال هر درسی که دارند می‌خوانند، یعنی کسی که از اول وارد طلبگی می‌شود باید بداند به این مهم اشتغال داشته باشد و آن را رها نکند، ما در طلبگی بازنشستگی نداریم یکی از اساتید تا آخر عمر دستش می‌لرزید و همین‌طور می‌نوشت تا فوت کرد.

مطلب دیگر اینکه طلاب و روحانیون در فکر و نظرشان، جمع مال نباشد و خلاصه تقوا داشته باشند باید بدانند که طلبگی با بقیه مشاغل فرق دارد اگر واقعاً طلبه‌ای بخواهد موضع خود را از این 2 مطلبی که  عرض شد منحرف کند از اولیات صنفی خود دور شده است. باید انگیزه‌های خدایی را که معمولاً در سنین جوانی موجب اشتیاق به کسب علوم دینی می‌شود تا آخر حفظ کرد.

(س)- بفرمایید که به نظر شما خاصیت و فایده روحانیت چیست؟

- اگر روحانیت نباشد اثری از اسلام نخواهد بود، روحانیت یعنی اسلام. همانطور که در روایات آمده است مردم باید به علمای دین مراجعه کنند، زیرا علما نماینده ائمه اطهار هستند. اینکه امام فرمود : «آخوند یعنی اسلام» درست فرمود؛ البته نه هر آخوندی بلکه منظور آخوندی است که با تقوا باشد و به درس اهمیت بدهد که شکر خدا تعداد این افراد کم نیست . لذا قوام اسلام به روحانیت است و اگر خدای نکرده در جامعه‌ای از آخوند و روحانیت متنفر شوند یعنی از اسلام متنفر شده‌اند.

(س)- ما برای بالندگی و رشد حوزه‌ها چه باید بکنیم؟

- مدیران حوزه‌ها و مدارس علمیه باید ملتفت باشند که طلاب،  مورد نظر امام‌زمان هستند و می خواهند مقصد امام زمان را دنبال کنند، باید قبل از هر چیز مدیران حوزه متأثر از قرآن و سنت باشند تا بر روی طلاب تأثیر بگذارند پس برای بالندگی حوزه‌ها قبل از هر چیز، هدف گردانندگان امور و مدرسین محترم باید شناخت و معرفت خدا باشد و تمام هم و غم‌شان این باشد که اهداف و رضای امام عصر (عج) تامین شود، اگر اینطور باشد می‌توان گفت: حوزه امام زمان است. حاج شیخ عباس قمی حکایت جالبی از حاج علی بغدادی در مفاتیح‌الجنان در مورد زیارت کاظمین آورده که ایشان خدمت امام عصر(عج) می‌رسد و می‌گوید که من خمس را به شیخ مرتضی انصاری و برخی دیگر از علما داده‌ام و می‌پرسد که آقا قبول شد؟ آنگاه حضرت می‌فرماید بله اطلاع داریم، خمس خود را به وکلای ما دادی. این تعبیر دقیقی است که امام زمان (عج) دارند ؛ خب اگر کسی وکیل امام زمان باشد باید آمادگی لازم را هم داشته باشد.

(س)- این آمادگی را چگونه باید کسب کند؟

- 2 چیز می خواهد: یکی همان توجه به درس و تقوا و دیگر اینکه همانطور که امام خمینی سفارش کرده است یک استاد اخلاق مطمئن داشته باشند.

(س)- برای تدوین نظام جامع تربیتی در حوزه چه  باید کرد؟

-  بایستی طلاب و بزرگان دین مقداری ذهنشان وسیع‌تر شود، مخصوصاً نظرات امام را در معرفت پروردگار و عرفان خدای تعالی فراموش نکنند، مطالعه کنند و اهمیت بدهند و خدای ناکرده این نظرات تخطئه نشود؛ اینها چیزهایی است که پایه دین ماست.

-  اگر عرفان حقیقی نه تصوف و درویش‌مآبی  خدشه‌دار شود خب چیزی جز الفاظ و اصطلاحات باقی نمی‌ماند و آن مغزی که باید در جان انسان تاثیر بکند، یافت نمی‌شود.

معرفت خدا بود که منجر به حرکت امام شد و تاثیر معنوی در قلب‌ها گذاشت. اینکه یک جوان همه چیز خود را رها می‌کرد و در جبهه‌ها حضور پیدا می‌کرد و به دنبال وصال الهی بود از کجا نشات گرفته بود؟ آن جوان قبل از امام که از این حرف‌ها نمی‌زد.

(س)- این را فرمودید؛ یک اشاره به قبل داشته باشیم، حضرتعالی در دوران دفاع مقدس در جبهه‌ها هم حضور داشتید؟

- بلکه گاهی می‌‌رفتیم.

(س)- فضای معنوی جبهه‌ها چطور بود؟

- آنقدر عالی بود که وقتی برمی‌گشتیم انگار از بهشت آمده بودیم.

(س)- نقش تبلیغی روحانیت در دوران دفاع مقدس چگونه بود؟

- خیلی تاثیر داشت.

(س)- حاج آقا بفرمایید که حوزه و روحانیت در قبال مردم چه وظایفی دارد؟

- ما همیشه می‌گوییم که مردم از روحانی نمی‌خواهند که روی منبر برای آنها از فیزیک و شیمی و حتی مباحث افراطی سیاسی بگوید؛ مردم می‌خواهند که اینها معارف و مسائل دین را بگویند؛ تفسیر، سنت و اخلاقیات را بگویند. این‌ها هم نباید فقط در حد لفظ باشد بلکه باید گفته‌های یک روحانی با عمل او مطابقت داشته باشد در غیر این صورت مردم زده می‌شوند. مثلاً یکی از مباحثی که در دین بسیار تاکید شده و بالای منابر هم زیاد گفته شده، تهمت نزدن به یکدیگر است ، خوب اگر روحانیون بین خودشان یکدیگر را تخطئه کنند و به هم تهمت بزنند اثر سوئی بین مردم خواهد گذاشت. اما مردم وقتی ببینند، طلبه‌ای اهل عمل است، رهایش نمی‌کنند. افرادی چون امام خمینی و شهید دستغیب در قلب مردم جای داشتند و دارند.

(س)- نظر شما درباره نقش روحانیت در تقویت و حمایت نظام اسلامی از یک سو و نقد دولت‌ها از سوی دیگر چیست؟

- دولت، هر دولتی که باشد از خودمان است، همچنان که روحانیت از دولت است، این‌ها باید با هم باشند، اما همان طور که رهبری فرمودند، انتقاد باید باشد. انتقاد نکردن به معنای چشم‌پوشی و امضای همه چیز است. دولت ها منتخب مردم هستند و فعالیت‌های خوبی هم دارند، اما این طور نیست که تمام کارهایشان درست باشد.

(س)- به نظر شما علما و روحانیون در طرح انتقاد‌های سازنده از دولت‌ها به وظایف خود عمل کرده‌ا‌ند؟

- بله هم زمان آقای رفسنجانی، هم دوره آقای خاتمی و هم در دولت جدید، نقد‌ها‌یی مطرح شده است که به نظر من باید بیش از اینها باشد. ما با این موافق نیستیم که پرخا‌شگر باشیم، اما این هم درست نیست که چشم‌ها‌یمان را بر روی برخی کمبودها ببندیم. البته انتقاد را باید با روش اصولی آن مطرح ساخت، مثلا من روی منبر نه صلاح خودم و نه مردم می‌دانم که انتقاد از دولت را مطرح کنم، چون نتیجه انتقاد به این نحو ممکن است موجب نا آرامی جو عمومی در کشور شود.

(س)- یعنی می فرما‌ئید انتقاد ها را علما باید مستقیما باید به دولتمردان منتقل کنند؟

- بله

(س)- حاج آقا نظام بر پایه ولایت فقیه بنا شده است، نظر شما درباره این رکن چیست؟

- الان ببینید حرف هیچ کس در این کشور  مانند آ‌یت‌الله خامنه‌ای نیست. حالا هر چه رییس جمهور بگوید اگر تائید ایشان نسبت به دولت نباشد، انتقادات بین مردم زیاد است. در خصوص آقای خاتمی هم همینطور بود. حرف و عمل ولی فقیه در این کشور تاثیر گذار است، علتش هم اعتقاد مردم است. آنها معتقدند به این که ایشان فقیه عادل است و تمام اطمینان مردم به این است که ایشان در رأس کشور است و نهاد‌ها‌یی چون شورای نگهبان وجود دارد.

(س)- نقش امام در احیای جایگاه روحانیت در دنیای معاصر چه بود؟

- امام، مغز روحانیت را به همگان نشان داد و الگوها  را به وسیله خودش به همه معرفی کرد و با حرکتی که کرد میرزای شیرازی، مرحوم کلینی و روح و سلوک علمای بزرگ شیعه در عصر غیبت را زنده نمود و به جهانیان اعلام کرد که اگر روحانیت به وظیفه خود عمل کند، هیچ کسی نمی‌تواند جلوگیری کند.

(س)- الان تعداد قابل توجهی از طلاب و روحانیون، مطالب شما را می‌خوانند، مهمترین توصیه شما به طلاب بویژه طلاب جوان چیست؟

- این است که قرآن و سنت را رها نکنند. هم منابع ناب تفسیری را مطالعه، بحث و تدبر بکنند و هم به روایات توجه داشته باشند. روایاتی که به ما رسیده حتما ریشه در قرآن دارد و اگر بشود این ریشه ها را در مباحثه‌ها بیا‌بیم خیلی خوب است. نکته دیگر اینکه اخلاص خود را حفظ کنند و بدانند آن چیزی که به همراه خودشان می برند، علم به خداست، علم به خدا یعنی اینکه انسان به حدی برسد که هیچ شک و شبهه و وسوسه‌ای به وحدانیت پروردگار و قیامت نداشته باشد. معنی علم توحید این است که ملتفت شویم تمام موجودات، آثار پروردگارند و باید از خدا بخواهیم که این مفهوم در دل ما قرار بگیرد.

(س)- آخرین سوال بنده مربوط به مرحوم آ‌یت‌الله انصاری همدانی و مرحوم آ‌یت‌الله نجابت است، رابطه شما با این دو بزرگوار چگونه بود؟

- بنده از جوانی در خدمت آیت‌الله نجابت بودم و به برکت ارتباط با ایشان، 5 سال خدمت آیت‌الله انصاری رفت و آمد داشتم. به تعبیر شهید دستغیب وقتی محضر ایشان می رفتیم می فهمیدیم که محضر امام معصوم یعنی چه.

. احاطه تربیتی آقای انصاری برای ما خیلی اهمیت داشت. البته خبر از آینده زیاد می‌دادند و اینها خیلی مهم نبود و برای خودشان هم مهم نبود، مهم نقش تربیتی ایشان بود که تا پا را فراتر می‌گذاشتیم، فوری با سخن یا عمل تذکر می‌دادند.

(س)- جلسات مرحوم آقای انصاری‌همدانی چگونه برگزار می‌شد؟

- ایشان دو جلسه داشتند، یکی جلسه عمومی بود که موعظه می‌کردند و مردم عادی می‌آمدند و بهره می‌گرفتند. یادم هست که در مقطعی، سوره واقعه می‌خواندند خیلی هم مردم گریه و ناله می‌کردند. یکی هم جلسه خصوصی بود که در آن روش‌شان این گونه بود که در ابتدای جلسه یک نیم ساعتی یا بیشتر سکوت می‌کردند، سپس چند کلامی موعظه می‌گفتند.

(س)- چند نفر در این جلسه شرکت می‌کردند؟

-  جلسه درس نبود، بیشتر جلسه سکوت بود و در آن نزدیک به 20 تا30 نفر شرکت می‌کردند. یک عده از همدان، برخی مثل آقای تهرانی و آقای دولابی از تهران و برخی هم از شیراز می‌آمدند.‌

(س)- با تشکر از وقتی که برای مصاحبه گذاشتید.

- من هم از شما تشکر می‌کنم با اینکه اصلا اهل مصاحبه نیستم، اما وقتی موضوع مصاحبه با رسانه حوزه مطرح شد، استخاره کردم و خوب آمد. امیدوارم که این صحبت‌هایی که عرض شد مفید باشد.

گفتگو از حسن صدرایی عارف


انتهای پیام

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha